تبلیغات
شهروند سکوت - مردی که نیست...!!
شهروند سکوت
من زندگی رو خجالت زده می کنم و به همه آرزوهام می رسم ... اگر او هم بخواهد
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


گاهی گمان نمی کنی ولی می شود
گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی بخت یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
/_\ /_\ /_\ /_\ /_\ /_\ /_\ /_\
اکنون منم در دل این خلوت و سکوت
ای شهر پر خروش، تو را یاد می کنم
دل بسته ام به او و تو را عزیز دار
من با خیال او دل خود شاد می کنم

مدیر وبلاگ : محمد اسماعیلی
نویسندگان


به مردی می اندیشم ...

که چشمانش ، خیره به آسمان

با اشک مطهر می شود !

که سینه اش ، خدا را نفس می کشد ... 

که نای اش همنوای نور است ..

پر از شور است ...

زنده ی مسرور است.


که پایش ،

راه نرفته را هزار بار می رود ...

که نمی لرزد .. که نمی لغزد !

که دستش، دستگیر تنهایی است ...

برکت همراهی است 

گرم یاری است .

و قلبش ...

تپش زندگی است .

کسی که نمی دانم هست یا نیست !

کسی که سخت جایش خالی است .

که نیست ...

...
نیست؟؟!!!






نوع مطلب : ادبیات و شعر، 
برچسب ها :
          
پنجشنبه 17 اسفند 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی